|
امشب بعد از حدود ۵ ماه دارم چیز مینویسم راستش دلم گرفته آخه اونی که یه عمر منتظرش بودم اومد اومدو زندگیم از این رو به اون رو شد خیلی چیزا تو زندگیم عوض شد خیلی عادتای بدمو کنار گذاشتم شاعر میگه همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست بگذریم از محیا توشولو براتون بگم از عشقی که آتیش زیر خاکستر بود و تونستم بعد از سالیان شعله ورش کنم هی روزگار راستش الان حدود ۵۰ روز ازش بی خبرم خدا کنه حالش خوب باشه و مشکلی نداشته باشه. حالم مثل حال سگ گرفتست بعد از عمری اونی رو که دوسش داری به دست بیاری ولی اینجور؟ محیایی خودش میدونه چی میگم اینا رو مینویسم ولی چراشو نمیدونم فقط دلم میگه بنویس حرف برای گفتن زیاد دارم راستش خواستم درد دلی کرده باشم دلم برای محیایی تنگ شده چاره ای نیست جز انتظار .........
|



















