|
سلام به همیگی همین حالا که دارم مینویسم حدود ۲ ماه میشه که نیومدم چت میدونید یه مدت میشه که از خواب بیدار شدم تازه به خودم اومدم ولی یکم دیرشده کاروان رفته و من خاکستر جا مونده از آتیش کاروان هستم میدونید حالا که میدونم دانشگاه یعنی همه چیزو همه کس دیگه دیر شده میگن سنت زیاد شده باید بری سربازی با خودم عهد کردم برم و برگردم و برای خودم زندگی درست کنم حلاصه دفترچمو پست کردم و اونا هم ذهمت کشیدن جواب رو برام فرستادن گفتن آقای پدرام لطفا" مورخ ۱۹/۸/۱۳۸۷ ظلع شمالی ترمینال تهران حضور پیدا کنید حالا ما موندیمو انتظار برای اعظام باور کنید خسته شدم همه چیز داره دست به دست هم میده تا از زندگی غقب بیفتم .. تا ببینیم چی میشه من تا آخرش با زندگی و سرنوشتم میجنگم... خوب دیگه تا پست بعدی آهور مزدانگهدار همگی شما ...
|



















